تو باور نکن اما من عاشقم
به یادم هست آن سوز زمستان را عزیزا...
که چون خورشید بر یخبسته جان من دمیدی.
بیادم هست آن پاییز غم زا را که....
... تنها بودم و تنها ، تو اما ناگهان از راه رسیدی ...
...کبوتر وار از این شاخه به آن شاخه پریدی.
مقصد، از مقصود ماهم دور تر
راه ناهموار بود و همسفر ناجورتر
در نهایت ،بی نهایت خفته بود
دل مردد بود ،و هم آشفته بود
آسمان تاریکتر هر لحظه شد
گفتگوها از جنس باران شد
جز جدایی چاره ایی بهتر نبود...؟؟؟
یا لحظه ایی شیرینتر از آخر نبود...؟..


موضوعات مرتبط: شعر ، ،
برچسبها: اشعار منتخب ,
تاريكم و خيلي سرد حيرونم و پردرد
مثل عشقي پاك عاشقم وليكن ساكتم
تنم پر از هياهو اما بي حسو خاليم از تو
ميجنگم با تنهايي و غافل نشدم از تو
--------------------------------------------------------------
فصل سبز آرزوهام پاييز شدو همش ريخت
ستاره هاي آسمونم از كهكشون گريخت
ساحل ارام من طوفان شدو لحظه اي لرزيد
هوا ابري شدو خورشيد من لحظه اي ترسيد


موضوعات مرتبط: شعر ، ،